ادبیات فارسی

علمی-ادبی
 
 
 
  
 

 

 

بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد ما چترمان خداست

 

 
ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻠﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻧﺎﻇﻢ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﭼﻬره ﺑﺮﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ :ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﯽ ، ﻫﯿﭽﯽ
ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ،ﺁﺏ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺍﻣﺎ ، ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺑﺮﮔﻪ ﻣﺠﺘﺒﯽ ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺛﻠﺚ ﺍﻭﻝ :
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻬﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ
ﺟﻮﺍﺏ :ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﻋﻀﻮ ﺧﻨﺜﯽ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ؟
ﺟﻮﺍﺏ : ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺁﻗﺎ ، ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﺵ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﯿﺞ ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﮔﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺗﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺟﻮﺍﺏ : ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﻨﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﻡ،ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻﻋﻼﺝ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﺪ
ﺟﻮﺍﺏ : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﯾﻌﻨﯽ ، ﯾﻌﻨﯽ ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ، ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺍﻥ ﺍﺻﻼ ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺟﻮﺍﺏ : ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺁﻗﺎ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺳﺌﻮﺍﻝ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﭼﻪ ﺧﻄﯽ ﺍﺳﺖ ؟
ﺟﻮﺍﺏ : ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ، ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻟﯿﻼ ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ ، ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﺮﺩ
ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺍﻧﺎ ،ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺑﻮﺩ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ، ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﺍﺩ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ ، ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ.
ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ،ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﺶ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ ﺁﻗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ : ﮔﻔﺘﯿﺪ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﯿﻢ ؟ ﻫﯿﭽﯽ ؟
ﺑﻌﺪ ﻋﻘﺐ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺖ ، ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﮔﻢ ﺷﺪ...
 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.


رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ايستاده‌ بود، مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛

درخت‌ زيرلب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ وبي‌ره اورد برگردي. كاش‌ مي‌دانستي‌ آنچه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست...

مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهدديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...

به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود.

زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد.

مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.

حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت...

دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم ، و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست ...

اين داستان برداشتي است از فرمايش حضرت علي

"من عرف نفسه فقد عرف ربه"

آن کس که خود را شناخت به تحقيق که خدا را شناخته است...

 
 
پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات ایران و جهان (2) سال سوم انسانی

 درس اول :

1)آثار حمله ي مغول را در قلمرو ادبيات بيان كنيد.

رواج پاره اي واژه هاي مغولي در زبان و ادب فارسي، دل مردگي و بي سرانجامي و بلاتكليفي با انديشه ي ادبي فارسي قرين گشت، ذوق ها پژمرده شد و عواطف شاعران و نويسندگان از خلاقيت باز ماند.

2) شاهرخ ميرزا در عرصه ي هنر و فرهنگ اسلامي چه نقشي داشته است؟توضيح دهيد.

شاهرخ ميرزا توانست بخش وسيعي از ممالك تيموري را از آسيب و پريشاني نجات دهد.او شهر هرات را مركز فرمانروايي خود قرار داد و با علاقه اي كه به هنر و فرهنگ اسلامي داشت،نظر هنرمندان و صاحبان ذوق از جمله خوش نويسان و نقاشان و شاعران را جلب كرد و حامي نهضت بزرگ هنري عصر خويش شد.

3) وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهيد.

در عصر حافظ پهنه ی وسیعی زیستگاه و قلمرو بالندگی زبان وفرهنگ فارسی بود.شبه قاره ی هندو آسیای صغیر همچنان میزبان زبان فارسی بودوآذربایجان واصفهان وفلات مرکزی ایران هم دانشوران وهنرمندان خاص خود راداشت.اقلیم پارس به رغم کشمکش های تاریخی فراوانی که دراثرروی کارآمدن خاندان تیموری جریان داشت مانندگذشته کانون جوشنده ی زبان وشعر فارسی بودوشیراز همچنان پایتخت شعر وادب این عصربه شمارمی رفت.وجود فرهنگ شهرهای بزرگی مثل نیشابورسبزوارتوس مرووبه خصوص هرات موجب شدخراسان از لحاظ شعروادب موقعیت پیشین خودراحفظ کند.

ادامه مطلب |  

نمونه سؤالات متن درس به درس تاریخ ادبیات 2 . سوم انسانی

درس اول
درآمدي بر عصر حافظ

1- كدام عارف و متفكر اندلسي، براي نزدكي كردن عرفان و فلسفه كوشيد؟ ابن عربي
2- چرا در عصر حافظ، گروه‌ها توانستند مذهب و اعتقادات خود را آزادانه آشكار كنند؟ به دليل بي‌اعتقادي برخي از ايلخانان و بي‌تعصبي برخي ديگر
3- شيعيان، كدام حكومت‌هاي محلي را تشكيل دادند؟ سربداران و مرعشيان
4- تفاوت شورش‌هاي تيمور با چنگيز در چه بود؟ اول اين كه تيمور دعوي مسلماني داشت و ديگر اين كه او و لشگريانش به طور نسبي با تمدن آشنا بودند.
5- مهم‌ترين افراد نفوذي مذهب تشيع در دستگاه حكومتي مغولان چه كساني بودند؟ خواجه نصيرالدين توسي و مؤيدالدين علقمي
6- در عصر حافظ كدام قالب شعري رو به ضعف و كسادي گذاشت؟ قصيده
7- مضمون قصيده‌هاي سروده شده در عصر حافظ چه بود؟ حمد خدا، نعت رسول اكرم (ص) و مناقب امامان شيعه
8- ابتكارهاي صورت گرفته در شعر اين دوره كدام است؟ منقبت و مرثيه و طرح مسائل اجتماعي
9- در شعر عصر حافظ تقليد از شاعران پيشين به چه شكل‌هايي بروز مي‌كرد؟ تقليد از شيوه‌ و سبك استادان پيشين، جواب گويي شعرهاي مشهور بر همان وزن و قافيه‌ي پيشينيان

ادامه مطلب |  

ادبیات 2 - سوالات مفهومی ادبیات فارسی 2

1- در عبارت « به نام آن خدای که مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است.» «مشبه » کدام است ؟

1- کشتی                     2- نام                          3- مهر *                       4- بلا نشینان

2- معنی بیت « چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که زجان ما بگردان ره آفت قضا را » چیست؟

1- چون تو به خاطر تقاضای بیچارگان حوادث ناگوار را تغییر می دهی ، از جان ما بلا ها را دور کن .

2- چون تو تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار هستی، به حق دعای بیچارگان، پیشامدهای بد را از مادور کن. *

3- چون که تو می توانی قضا و قدر را از بیچارگان دور کنی، پس از تو می خواهیم که تقدیر بد را از ما نیز دور کنی .

ادامه مطلب |  

پارادوکس‌های ادبیات فارسی دوم:

• نخست آن سیه روز برگشته بخت           برافراخت بازو چو شاخ درخت

(ترکیب سیه روز بودن)

• اگر چشمم احیاناً تو چشمش می‌افتاد با همان زبان بی زبانی نگاه، حقش را کف دستش می‌گذاشتم.

(ترکیب زبان بی زبانی)

• غرش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود

(ترکیب آوازهای خاموش)

ادامه مطلب |  
    

                                      

                                  خورشـيـد شکـفـته در غدير است علي

 

                                           بـــاران بـهــــار در کويــــر اســت عـلـي

 

                                   بر مسند عاشقي شهي بي همتاســت

 

                                             بـر مـلک محمــدي اميـر اســت علــي


عید کمال دین ، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علی علیه السلام بر پیروان آن حضرت خجسته باد

 

 

درس اول : نی نامه

                                                                                                                                     ۱. بشنو از ني چون حكايت مي كند              از جدايي ها شكايت مي كند
 

- « ني» استعاره از مولانا يا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خويش است .

- بين حكايت و شكايت جناس ناقص اختلافي است

- مقصود از جدايي : جدايي روح جزئي ( انسان ) از روح كل (خدا) است.

-چون :  اگردر معنای « زمانی که ، هنگامی که »بکار رفته باشد؛ پیوند وابسته ساز است .

معنی: وقتي كه اين ني به صدا در مي آيد و از درد دوري و فراق خود شكوه مي كند به آن گوش فرادار

پيام : ناله ي همه ی موجودات به خاطر دوري از حق و جدایی از عالم معناست .

           

ادامه مطلب |  

درس دوم « جمله » صفحه 7 تا12

1ـ جمله راتعریف کنید؟  مجموع یک یا چند کلمه است که در بردارنده ی پیامی باشد.

2ـ جمله در دستور زبان فارسی دارای چند بخش است مثال بزنید ؟

 دو بخش  :  الف . نهاد       ب . گزاره 

  من   به  بازار رفتم 

 نهاد           گزاره                                  

3ـ نهاد را تعریف کنید؟  کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره ی آن خبر می دهیم یعنی صاحب خبر است .

4- گروه را تعریف کنید . واحدی از زبان است که از یک کلمه یا بیشتر ساخته شود ودر ساختمان جمله به کار رود .مانند گروه اسمی: همان دو مرد کشاورز موفق ایرانی

5ـ گزاره را تعریف کنید ؟  خبری است که درباره ی نهاد داده می شود .

ادامه مطلب |  

 نمونه سؤالات درس به درس ادبیات فارسی 2 . همراه با پاسخ

درس اول :

لغت :

«صمد» چه معنی می‌دهد؟ بی‌نیاز

3- در عبارت «عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست.» عمر کاستن به چه معنی است؟ پیر شدن

4- معنی واژه‌ی «سحاب» چیست؟ ابر

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «الطاف و مرحمت، زات و صفات، غذای گردان» ذات و صفات، قضای گردان

 

ادامه مطلب |  

درس اول « زبان » صفحه ی 3 تا 6

1ـ چرا استفاده از زبان بسیار آسان است ؟

چون ما این کار را از اول زندگی و به تدریج شروع می کنیم و طرز استفاده از آن را هم به طور طبیعی فرا می گیریم بی آنکه به درس و مدرسه نیاز داشته باشیم .

2ـ دلایل دشواری شناخت زبان را بنویسید؟   الف. پیچیدگی زبان        ب. گستردگی زبان

3ـ چرا زبان یک پدیده پیچیده است؟                 

زیرا باید زبان ذهن انسان را همراه با تمام راز و رمزهای حیات مادی و معنوی در خود بگنجاند .

 

ادامه مطلب |  
تلمیحات در ادبیات فارسی2
درس اول - الهی

1-به نام آن خدای که نام او راحت روح است:

الا بذکرالله تطمئن القلوب

(سوره رعد- ایه 28)

آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست.

ادامه مطلب |  

شرحی بر نی نامه ی مولانا :

 بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من
از دورن من نجست اسرار من

ادامه مطلب |  

    

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو يک چاه بدون آب.

کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره.

براي اينکه حيوون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک

پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه.مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند

اما الاغ هربار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش

بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها.

روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا

اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون اومد.

 

* نکته ی اخلاقی *


مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما مي ريزند و ما مثل هميشه 2 انتخاب داريم .

اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن

دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

 

       

1- مشبه:کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم.

2- مشبه به:کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود.

3- ادات تشبیه:کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتند از:

همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبیه ، نظیر ، همانند ، به کردار ، پنداری ، گویی،

به رنگ ، به شکل ، به اسلوب و ....)

4- وجه شبه:صفت یا ویژگی مشترک بیت مشبه و مشبه به می باشد.(دلیل شباهت)

مثال: علی مانند شیر شجاع است.

* نکته *

«مشبه» و «مشبه به» طرفین تشبیه نام دارند.که در تمام تشبیهات حضور دارند ،

اما «ادات تشبیه» و «وجه شبه» می توانند در یک تشبیه حذف شوند.

 تشبیه با داشتن دو رکن «مشبه» و «مشبه به» بر قرار است.

مثال:دل همچو سنگت،ای دوست به آب چشم سعدی عجـب اسـت اگـر نگـردد که بگردد آسیابی

توضیح:دل به سنگ تشبیه شده است اما وجه شبه «سختی» در این بیت نیامده است.

* نکته *

در تشبیـه وقتی که«وجـه شبه» و «ادات تشبیه»حـذف شود،به آن«تشبیه بلیغ»می گویند.

(تشبیه بلیغ زیباترین و رساترین تشبیه است.)

مثال:دلش سنگ است.

* نکته *

هر چه ارکان تشبیه کمتر باشد تشبیه ادبی تر است.

(البته داشتن مشبه و مشبه به الزامی است)